سخن مديريت:

سالمندی مشخصاَ دورانی از زندگی انسان محسوب می شود که به قول معروف فرد بار خود را برده و کار خود را کرده و بالطبع هنگام فراغت و استراحتش فرا رسیده است . این دوره از زندگی اصولاَ باید با شیرین کامی همراه باشد ، چراکه سالمند با کوله باری از تجربه به تماشای ثمره زندگیش می نشیند ، نزد اطرافیان عزت و احترامی شایسته می یابد با خاطری آسوده تر از فرصت زندگیش بهره ببرد ، اما این سیمای دوست داشتنی از دوران سالمندی به دلیل مشکلات بسیاری که پیش روی فرد سالخورده قرار می گیرد و از برخی نارسایی ها و معضلات اجتماعی ، اقتصادی ، روحی ، روانی ، فرهنگی و ... ناشی می شود ، غالباَ تحقق نمی پذیرد . به این ترتیب ریشه مشکلات سالمندی نه در ذات آن و اقتضائات سالخوردگی و فرتوتی ، بلکه در بستر و شرایطی است که برای سالمند پدید می آید . سالمندی مترادف با درد و ناتوانی نیست و در ادامه زندگی طبیعی
هر انسان و مرحله پایانی حیات نوع بشر شرایطی دارد که باید آن را شناخت و بر مشکلات و محدودیت هایش فایق آمد . اهمیت این شناخت و آگاهی نزد  فرد سالمند و اطرافیان هنگامی آشکار می شود که بدانیم بیش از 70 درصد عوارض سالمندی که به ظاهر از کهولت سن ناشی می شود قابل پیشگیری و رفع هستند .
برنامه ریزی برای سالمندان براساس شناخت نیازهای اصلی آنان صورت می گیرد که در 3 دسته اصلی 1) نیازهای بهداشتی ، درمانی 2) اقتصادی و اجتماعی 3) روانی طبقه بندی می شود .
اگر براساس هرم نیازهای افراد نیز پیش برویم ، نیازهای اقتصادی ـ اجتماعی مهمترین نیاز سالمندان محسوب می شود که اغلب سالخوردگان جامعه نیز از این نظر نگران و گله مندند و آن را دشوارترین معضل پیش روی دوران پایانی زندگی می دانند .
در این باره سخن بسیار است و تنها به ذکر آمارهایی اکتفا می کنیم که به خوبی گویای وضعیت موجود هستند و البته نکاتی چند که
در این باره روشنگرند .
براساس آمارهای رسمی ، حداقل 2 میلیون سالمند از جمعیت 5 میلیون آنان در جامعه ما نیازمند حمایت های اقتصادی و اجتماعی هستند و از این تعداد حدود یک میلیون و پانصد هزار نفر زیر خط فقر به سر می برند و هیچ منبع درآمدی ندارند ، ضعف حمایتهای
بیمه ای و فراهم نبودن زمینه های بازگشت به کار در این باره ، متهمان اصلی هستند و موجب می شوند اقتصاد سالمندی در جامعه ما با ضعفهای عمده و جدی مواجه باشد و از این رهگذر برنامه ها و کارکردهای فرهنگی و اجتماعی برای تکریم سالمند و افزایش
عزت نفس او عقیم بماند .
نیازهای بهداشتی و درمانی
در جهان بیماری های قلبی و عروقی برای سالمندان رتبه اول را دارد و پس از آن سرطان و ناتوانی های ناشی از زمین خوردن در رتبه های بعدی قرار می گیرد در ایران زمین خوردن حادثه ای شایعه است که 16 تا 26 در صد زنان سالمند را در بر می گیرد و حوادث رانندگی برای مردان نیز از دلایل مهم ناتوایهای دوره سالمندی محسوب می شود . درباره بیماری های سالمندان چند نکته مهم وجود دارد .
اول این که بنا به تصوراتی نادرست ، بیماری های سالمند غالبا به کهولت سن وی نسبت داده می شود ، در حالی که هر بیماری و نارسایی جسمی علتی دارد که باید شناخته و درمان شود . دیگر این که بسیاری از بیماری های شایع سالمندان قابل پیشگیری هستند و در این باره محققان چک آپ دائمی و متناوب سالمندان را به بهترین روش می دانند این معاینات گسترده و پیشگیرانهبویژه در حوزه مشکلات شنوائی ، دیداری ، تعادل (اسکلتی ، عضلانی ، عصبی) دهان و دندان ، مغز و حافظه بسیار با اهمیت است ، آلزایمر بیماری شایعی در جمعیت سالمندی است که با تشخیص اولیه جسمی بر اختلال ساده حافظه می توان آن را از پیش روی زندگی سالمند برداشت . مشکلات دیداری و شنوایی نیز که غالباَ نادیده گرفته و بنا به اقتضای سن طبیعی انگاشته می شود . مشکلات جسمی و روحی حادی برای سالمند ایجاد می کند و روند فرسودگی و ناتوانی آنان را سرعت می بخشد . عمده نارسایی های بهداشتی و درمانی سالمندان جامعه را باید در نارسایی های فرهنگی ، آسیب های جدی در شناخت مسائل پزشکی سالمندان و ضعف های نظام بهداشتی و درمانی دانست . طب تخصصی سالمندان در ایران علمی تازه وارد است و با نارسایی های فنی و پزشکی بسیار دست و پنجه نرم می کنند ، کمبود نیروی انسانی نبود بستر های تخصصی در این حوزه عدم بهره مندی بیمارستان ها و مراکز درمانی از بخش ویژه سالمندان ناهماهنگی میان نهادهای متولی بهداشت و درمان سالمندان و ... بخشی از این نارسایی ها هستند که شرایط فعلی و پیش بینی موجود در رفع آنها را در اولویتی جدی قرار می دهد .
نیازها روانی سالمندان
این دسته از نیازها بسیار گسترده هستند و حوزه های فردی ، خانوادگی و اجتماعی زندگی سالمند را در بر می گیرد . اگر سالمندان یک جامعه اغلب بیمار ، رنجور ،افسرده و منزوی و ... هستند یا با مشکلات حاد اقتصادی مواجهند این نارسایی ها را نباید به گردن شوون سالمندی انداخت ، بلکه باید شرایط مهیا شده برای سالمندان و رویکردهای اجتماعی و رفتاری در مقابل آن را مقصر دانست ، حضور سالمند در جمع خانوادگی را بستری برای رفع دیگر نیازهای روانی او می توان ذکر کرد در حالیکه استقلال طلبی فرزندان موجب می شود فرد سالمند در سنین پایانی عمر که بیش از هر زمانی به روابط اجتماعی و عاطفی نیاز دارد به تنهایی درون و بیرونی دچار شود و از این رو نیازهای روانی اش بی پاسخ بماند ، تنهایی ، سالمندان را به عارضه ای به نام آشیانه خالی مبتلا می کند که طی آن رشته ارتباطات عمیق عاطفی و پیوندهای خونی و نسبی گسسته
می شود و فرد سالمند احساس خزان و خلا می کند در چنین وضعیتی ، سالمند گمان می کند از نظر خودش و دیگران به پایان خط رسیده و جز انتظار مرگ وظیفه ای ندارد .
در پایان عرایضم تقاضا دارم به علت اینکه در خصوص طراحي و اجرائ اين وب سايت، مبالغ زیادی هزینه شده و ساعت ها زمان صرف گردیده ، لطفاَ بعد از مطالعه آنرا به دیگر عزیزان و دوستان خود توصیه نمایید که آن را نیز مطالعه نمایند تا ما شاهد هرچه بزرگتر شدن خانواده خیرین مرکز جامع سالمندان مادر باشیم و در صورت تمایل ما را در تأمین هزینه های اين وب سايت همراهی کنید ، ضمناَ هرگونه انتقاد و پیشنهادی دارید می توانید آن را به ما اعلام نموده تا در صورت امکان به آن ترتیب اثر داده شود . در پایان اینجانب مراتب تقدیر و تشکر خود را از کلیه افرادی که ما را در تهیه و تنظیم این وب سايت همراهی نموده اند و نیز پرسنل زحمت کش آسایشگاه و مهد کودک مادر و همچنین هیأت مدیره و هیأت امناء محترم اعلام داشته و سعی خواهیم نمود در هر به روز رساني پرسنل و خیرین را به شما معرفی نمائیم تا شما خوانندگان محترم با این افراد که دلسوزانه در این محیط زحمت
می کشند آشنا گردید .